تفسیر شعر نوایی نوایی جناب هاتف اصفهانی

خرید بک لینک


در پی پرسش پاره ای از دوستان راجب تکرار اشعار که چه رازی در این شعر و آن یک بیت شاه و گدا به این نتیجه رسیدم که کل شعر را به تفسیر خودم مکتوب کنم تا حدی از سوالات علاقه مندان را کم کنم و جالب این که تفسیری برای این شعر اصلا در جایی ندیدم .از شنیدن نقد ها شما خوش حال می شوم .


این شعر را جناب طبیب اصفهانیواقعا عجیب سروده اول شعر به یک صدا ای اشاره می کند به نظر بنده این صدا هماننوای عشق است که عاشق در حال راز نیاز یا بیابان گردی و نغمه سر دادن به تصویر میکشاند که شکوه می کند ز معشوق بی وفای خود و درد جدایی اش را مورد عنایت قرار می دهد.

معشوقش را به گل زیبایی تشبیحمی کند و بعد به کنایه به خود می گوید که جدایی ها روزی پایان می یابد (همه در روزقیامت در کنا هم هستیم و هیچ جدایی مدام العمر نیست) ولی عمر و جوانی خود قابلبرگشت نیست لذا قدرش را بدان که عمر دری بازگشت ناپذیر است در ادامه مناجات خود می گوید که این غم در دلمن خواهد نشت هرچند تلاش کنم آن را از همهنهان کنم و از بین نخواهد رفت زیرا زمانی که عشقی به دل عاشق نشیند از بین رفتنی نیست (همینجا بایدگفت از گذشته های دور زمانی که کسی مدعی عشق می شد اورا به گرسنگی وا می داشتندزمانی که لب بر غذا می زد می گفتن عشقش کم رنگ شده و الی برای معشوق جان می داد )بعد می گوید همان طوری که تو در دل من نشستی زار می زنم که غمم به دل شتر که حاملتو در روز عروسی ات نشیند ( در زمان گذشته در عروسی ها از حیوانات استفاده می کردنسنتی که تا همین چند سال قبل در اکثریت مملکت مشاهده می شد ولی با ظهور مدرنیته وفناوری های نو پا این سنت دیرینه هم مانند مابقی سنت ها یا به کلی فراموش شده و یاکم رنگ شده .ناقله در شعر بالا به معنای حیوان ماده است که نو عروس بر او می نشت وراهی خانه شوهر می شد.) بعد این عاشق بیچاره خط نشان می کشد که اگر در این نوحه سردادن بلای به سرم بیاید باکی ندارم و به آن بی توجه ام اما نمی توانم با ناراحتی فراق تو دلم را آرامکنم .

زیر زیرکی چشم به رخت عروسی ات می اندازم ولی بی آنکه کسی مرا ببیندکه دیدن من مسیر خود را عوض کنی (چون تو از من به در شده ای) بازگشتت خالی از دردسر نخواهد بود( و من طاقت ناراحتی تو را ندارم

اینجاست که مسیر این شعر وعاشق به یک باره عوض می شود و پیام اصلی شعر از نظر بنده همین جاست وقتی می گویدهر کس که باشی هر چه که باشی آزاده یا اسیر باشی روزی در دام عشق خواهی افتاد و ازعرش به فرش سقوط خواهی کرد و تا زمانی که عاشقیدرد و دل اهل فرش را می شنوی ایناجاست که شاه و گدا در یک درد هم درد اند و درمانیندارند و این درد را در دنیا و آخرت درمانی نیست مگر به لطف معشوق که به نظرممعشوق زمینی است و نه معشوق آسمانی ولی در هر دو صورت تصویری از عشق یک عشق حقیقیاست و اینجا دوبار شعر به نظرم به عقب برمی گردد و باز صدا از دل آن عاشق و نالههای به آسمان بلند می شود و این ندا برزمین ساکت نمی شود .



شبی یک شاعر گمنام میرزا نصیر اصفهانی کیست ؟...

ما را در سایت شبی یک شاعر گمنام میرزا نصیر اصفهانی کیست ؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: چهارشنبه 23 آبان 1397 ساعت: 17:19

صفحه بندی