با تاخیر یک ساله
به نام حضرت حق
از چند سال قبل تا به امروز همیشه گفته ومی گوم کهگول ظاهر نظریات را نخورید و همیشه راجبش به دو مثال اشاره کرده ام اولین آنکومونیسم و دومین آن جمهوری اسلامی (در پاریس ) است .
اینانتازه نظریاتی است که ظاهری خیری دارد یعنی اگر در مقابل مکایا ولیسم و فاشیم قراربگیرند قطعا قابلیت دفاع را دارند اما واقعا آیا می توان با شعاعر تو خالی و بیمحتوا یا با محتوای غیر قابل اجارا می توان کاری کرد؟ می توان به جایی رسید؟
جوابمن نه است یک نه مطلق نه با اما و اگر .
ولیمتاسفانه امروز کار به جایی رسیده همان نظریت شر که اصطلاح بسیار زیباو انسانی استو در صورت دیگر آن دشنه ای خطر ناک خوابیده که افراد مقابل آن اندیشه را سر می بردآن هم بی کوچک ترین محاکمه و معاخزه ای این مسائب به چه دلیل به جان آدمی تازیانهشده خدا داند ولی آن وجه مشخصش به نظر منی که در فلسفه و عرفان سیاست حداقل موییسیاهی را سفید کرده ام یک بلای متخصصانگاری از منابع غیر مرتبت و ارتباط آن به مجادلات شخصی و برداشت قشری از آن است .این بلا زمانی فقط در دین و سیاست از طرف حکام کم عقل در جامعه ترزیق می شد و ولیامروز به لطف دانشگاه های آزاد و بنگاه های مدرک دهی و کانال ها ارتباطی جهت دارجامعه نابالغ بیمار مارا به بلای خود فیلسوف پنداری دچار کرده یعنی عمق فاجعه زمانی خود را نشان می دهد کهمثلا شخصی چیزی از نیچه ویا مجمع الفراد دیگری منتشر می کند این حرف معمولا یکجمله از یک کتاب ناخانده است و اگر از آن افراد بخواهیم که مابقی مطلب را ادا کندیا به کل ازهار بی اطلاعی می کند و یا شروع به خالی بستن خواهد کرد در این میاناندک عالمانی هستند که حق مطلب می توانند ادا کنند یعنی بی کار محققانه از خودداستان سرایی نمی کنند .
اینبلا متاسفانه در جای جای این مملکت رشد کرده مثلا از یک کسی وصله دوزی می داندانتظار داند یا لحاف بدوزد ویا چه میدانم خیاطی کند در حالی که ذاتا این فرد ازاین چنین استعدادی یا قافل است یا ساقط و با دادن روحیه علکی ( همان هندوانه زیر بقل ) سعی در آن دارند که وصلهدوز را با حرف هاشان یک خیاط قلابی کنند وفردا که آبروی آن وصله دوز یک شبه رفت آن را در دل طوفان رها کنند و با این جملهکه انسان دارای قوه عقلیه است و قدرت تفکر او را از جرم خود گمراه کند و به خودمجرم بینی وصله دوز برسد . این واقعیت جامعه ای است که متاسفانه یک شبه همه کس همهچیز می شوند و خود را در هر امر ذاتی و غیر ذاتی صاحب رای دانسته و افراد ناپختهرا با رای خود همسو ساخته و در آتش خود محوری خویش می سوزانند .
شایدمثال کومنیسم و جمهوری اسلامی واقعا اینجا معبتر تر از هر امری دلالت داشته باشدوقتی این تخیل را داشته اند که با علم خود ( اگر علم واقعی باشد )همه مشکالات رابا خود متخصص انگاری و دیوار کشی به دور خود به نتیجه برسانند ولیکن از آنجایی کهتکیه بی جای برخود موجب قفلت از وضع حاظر می شود اسنان بدون هیچ گونه تعقل و برهمان احساسات غریضی کار را به جایی می رساند که خود , خودرا بدون آنکه بفهمد به کشتن میدهد این همه گفتم تا بیان کنم دیکتاتوری در بین همه ما هست و همه ما اگر به عقلمحض دل ببندیم به دیکتاتور درونی مان لبیکگفته ایم و هرگز توان مقابله با استبداد موجود در اجتماع نخواهیم رسید. گاها همافراد دست به جان بازی می زنند اما تا اکثریت به این واقعیت نرسند که جامعه خودهستیم و تا خود یعنی قشر روشن فکر اصلاح نشیویم جامعه اصلاح که نمی شود بلکه تعبیرجناب عبدی مبنی بر فروپاشی سیستماتیک انتظار مارا خواهد کشید.
آریانسان امروز واعز تر از آن است که با آیه و روایه بتوان به او ثابت کرد که ناداناست و جاهل شاید بهتر باشد سر به لاک خود بگیرم و به قول رواقیون و ابوسعید ابولخیر چشم بر مردم دنیا ببندم و به عرفان خود مشغول شوم ویا به نصیحت حضرت رسول کنمو مدافع کل کم راع و کل مسئول امر ارجعیتک باشم.
وسلامعلیکم
درحالحاظر رساله های اینچنینی بسیاری در حال نوشته شدن دارم که به فضل الهی انشالله در ایام پیش رو منتشر خواهند شد
ما را در سایت شبی یک شاعر گمنام میرزا نصیر اصفهانی کیست ؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 129